مرتضى راوندى

203

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سفارت ايران در استانبول داده‌اند ، نوشته است : « . . . و بعد از حقه‌بازى ، مجلس بال شد . خانمها و مردها به رقص افتادند و پنج قسم رقاصى كردند و اين خانمها را اين مردها خسته كردند . هركه دست دراز مىكرد خانم بيچاره با خستگى دست بازمىكرد . خانمى به پيش من آمد . به ميرزا جواد خان ، نايب اول سفارت ، به فرانسه گفت كه اگر بىادبى نباشد ، مىخواهم دست دراز كنم كه با شاهزاده برقصم . گفتم به ميرزا جواد ، بگو كه اين سنگى مكعب و نخراشيده است ، كه از جا حركت نخواهم كرد و دست لطيف شما هم كه به سنگ بخورد درد خواهد گرفت . خيلى خنديد و پردن « 1 » گفت و رفت . از ميرزا جواد خان پرسيدم . گفت : خانم مستشار سفارت نمسه « 2 » است ، خيلى زن زرنگى است . و فى الحقيقه عالم غريب است كه هيچ قباحت در نظر اهل اروپا ندارد كه زنها گردن و سينه‌باز به انواع حلى و حلل « 3 » آراسته با مردان اجنبى دست به‌هم گرفته و دست به كمر انداخته و در مجمع هزار نفر به رقص و وجد مىآيند . صدق اللّه العلىّ العظيم : كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ « 4 » و عنقريب اين عادات به اهل عثمانى زودتر و به اهالى ايران قدرى ديرتر سرايت خواهد كرد ؛ يك نكته از اين معنى گفتيم و همين باشد . . . » « 5 » نزديكى ادبيّات با سياست مجد الملك منتقد سياسى عهد ناصر الدين شاه حاجى ميرزا محمد خان سينكى ملقب به مجد الملك از رجال سياسى عهد قاجاريه و در زمرهء كسانيست كه با قبول مشاغل ديوانى و همكارى با دولت و تصدّى شغل وزارت ، از انتقاد اوضاع اجتماعى و نشان دادن جنبه‌هاى ضعف و فساد حكومت ناصر الدينشاه خوددارى نكرده است . او نه‌تنها بىكفايتى و عدم شايستگى رجال آن عهد ، نظير ميرزا يوسف مستوفى الممالك آشتيانى را به باد انتقاد گرفته ، بلكه بو الهوسى و بىاعتنايى شاه را به حل و عقد امور كشور و مداخلات نارواى متملّقين فاسد و چرب زبان دربارى را در امور سياسى و اقتصادى و قضايى ، علت العلل انحطاط و عقب‌ماندگى كشور مىشمارد و

--> ( 1 ) . Pardon ( 2 ) . اتريش ( 3 ) . حلى و حلل هردو به معنى زيورها ، پيرايه‌ها . ( 4 ) . هر طايفه‌اى به آنچه دارند خوشند . ( قرآن سورهء روم ، آيهء 32 و سورهء مؤمنون ، آيهء 53 ) . ( 5 ) . مأخوذ از فرانسوى Charge d'affaires ، كاردار سفارت .